سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
361
تاريخ ايران ( فارسى )
باطل قلمداد نمود و شيعهها را تهديد نمود كه اگر براى جنگ حاضر نشوند آنها را بقتل رسانيده و يا از ايران تبعيد نمايد . در همان زمان نادر قدم رسمى ديگرى برداشته و نمايندهاى به قسطنطنيه فرستاد و با لحن قاطعى چنين پيغام داد « يا ايالات ايران را پس بدهيد و يا براى جنگ آماده شويد » نادر پس از آنكه ساكنين ايران را بدينطريق بر ضد شاه تحريك كرده بود بسوى اصفهان حركت كرد . در آنجا طهماسب را مورد سرزنش و ملامت قرار داد ، بعدا او را دستگير كرده و در خراسان زندانى ساخت ، اما چون حس مىكرد براى تصاحب سلطنت موقع مناسب نيست فرزند او را سلطان پوشالى و خودش را نائب السلطنه اعلام نمود . نبرد كركوك 1146 هجرى ( 1733 ) دومين لشگركشى نادر با محاصرهء بغداد شروع شد . مدافع اين شهر احمد پاشا پس از آنكه در ميدان مغلوب شد خود را آمادهء مقاومت نااميدانهاى ساخت . وقتى يك ارتش زورمند ترك تحت فرماندهى توپال عثمان « 1 » بدانطرف روانه شد موقعيت كاملا تغيير يافت . نادر شاه از روى نادانى نيروى خود را دو قسمت نمود و دوازده هزار نفر براى تصرف سنگرهاى بغداد باقى گذاشته و خود براى مواجههء با تركها در كركوك يا قيركوك نزديك سامره حركت نمود . اين نبرد يكى از شديدترين جنگهائى بود كه تا آنوقت بين اين دو ملت واقع شده بود . در اول ايرانيان موفق بشكست سوارهنظام تركها شدند ، ولى فرار اسبسواران پيادهنظام سخت و مهيب ترك را بىحركت باقى گذارد و پيشرفت بعدى آنها موقعيت را به حال اول برگردانيد . نادر از يكعده از عربها انتظار كمك داشت ، ولى آنها بيكى از جناحهاى ارتش او حمله كردند . بتدريج جنگ بر ضد ايرانيان پيش رفته اسب پيشواى ايران دو مرتبه تير خورد و پرچمدار ايرانيان كه خيال كرد نادر كشته شده فرار
--> ( 1 ) - « توپال » يعنى چلاق . عثمان وقتىكه جوان بود پايش به سختى مجروح شده و وقتى بهبود يافت يك پايش كوتاهتر شده بود . ( مؤلف )